گریه کن براخودت ، گریه کن برای من....
گریه کن براحسین ، گریه کن براحسن....
روضه حضرت زهرا تو حرم امام رضا شنیدنیه....
امام رضا مادریه
برچسب: نویسنده: آوا اسدیان تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 20:40
تنهام
دوست دارم باکسی صحبت کنم . دوست دارم یه دوست خوب داشته باشم باهم بگیم و بخندیم از تههه دل...
خیلی دلم گرفته خدایا کمکم کن
تاحالاشده یه عالمه آدم اطرافت باشن و تو احساس غربت کنی؟
تاحالاشده حس کنی هیچ کس حرفت نمیفهمه؟
تاحالاشده اشک چشمت خشک بشه ولی تو دلت خون باشه؟
تاحالاشده حس کنی داری زنده زنده دفن میشی و هیچ کس به دادت نمیرسه؟
امیدوارم تاحالا برات پیش نیومده باشه
برچسب: نویسنده: آوا اسدیان تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 20:40
چقدر بده وقتی واقعا دوست نداری زنده باشی و اعتقاداتت نمیذاره کاری کنی.
چقدر بده فکر پسر دوسالت تو رو منصرف میکنه
چقدربده که جربزه نداشتی باشی حتی اسم یه کاری بیاری.
مهمتراز همه خدایا ازتو میترسم از تو . وگرنه به خودت قسم مردنم بهتراز زندگیمه
برچسب: نویسنده: آوا اسدیان تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 20:40
میگن دختر چراغ خونست... میگن دختر عزیز باباشه
پیامبر میفرمایند دختر رحمته...
اما این نظر منه که دختر غمخوااااااررره... قلب دختر مملو غصه پدر و مادر و خواهر و برادرشه...
من دلم پره غمه... میخوام داد بزنم اما نمیتونم دلم میخواست پسر بودم و انقد پول و قدرت داشتم که مشکلات پدرم حل کنم . دوست داشتم پسر بودم و حق گرفته شده خواهرم میگرفتم...
دلم برای خانوادم خونه...
پ ن: برای خواهرم مشکلی پیش اومده براش دعا کنید
پ ن: همدمم ممنون که هستی
برچسب: نویسنده: آوا اسدیان تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 20:40
آبجی عزیزم دوست دارم بهت بگم که من خیلی نگرانتم. خیلی به فکرتم.
من نمیخوام نقش بد این قصه داشته باشم اما دلم برات میسوزه. قلبم آتیشه. چرا به فکر خودت نیستی؟؟؟؟
من میگم عمرت برای مردی بذار که لیاقت داره نه این مرد.
دوست دارم قضیه مشکل خواهرم بگم ولی میترسم یه آشنا یک در هزار وبلاگم بخونه.
فقط اینو بگم آقای ایکس که خواهرم له کردی . زنده میمونم تا له شدنت ببینم. خواهرم تا مرز سکته بردی مطمئن باش به این روز میفتی.
والله شدیدالعقاب
برچسب: نویسنده: آوا اسدیان تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 20:40
برچسب: نویسنده: آوا اسدیان تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 20:40